متقین

در مقام محبت در مقام علاقه در مقام وابسته دل را به غیر خدا وابسته کند و محبت غیر خدا در دلش باشد چون منافات با طوق عبودیت دارد از آن هم پرهیز می کند می شود متقین به معنی کلمه

از اول قدم به قدم

واجبی را مخالفت نکرده چون با طوق عبودیت منافات دارد

گناهی را مرتکب نشده چون با طوق عبودیت منافات دارد

خصلت بدی را که خدا فرموده نداشته باش ندارد چون با طوق عبودیت منافات دارد

نیت بد و نیات بد را در دل ندارد چون با طوق عبودیت منافات دارد

کینه ها و عداوتها که خدا فرموده نداشته باش ندارد چون با طوق عبودیت منافات دارد

تمام عقده هایی که خداوند فرموده از دل بیرون کن بیرون کرده چون با طوق عبودیت منافات دارد.

در دلش جزذات مقدس حق چیزی نیست و در وجودش هم جز ذات حق حاصل نیست و ولایتی در رفتارش جز برای حق نیست

این درجه اعلای تقوی است وفرد ممتاز متقی که قرآن کریم از او تعبیر به متقی ها که در نهایت تقوی قرار می گیرند

از آنچه مخالف طوق عبودیت است که منافات با طوق عبودیت دارد کلا اجتناب می کنند حتی دل را به کسی نمی دهند. جز به خدا دل نمی دهند این را مصداق کامل متقین ذکر کرده است

در سوره لیل این افراد را به ازکی تعبیر کرده است . ازکی یعنی آنکه در تقوی به نهایت رسیده است. و این درجه اعلای تقوی است.

از متقین ما و شما نیستیم فقطمی توانیم بررسی کنیم که چقدر از تقوی برخوردار هستیم.

با این بیان تقوی عبارت است از آنچه با طوق عبودیت منافات دارد پرهیز کند

یا کسی هست از همه آنچه با طوق عبودیت منافات دارد پرهیز می کند می شود ازکی

یا کسی هست که از هیچکدام پرهیز نمی کند

یا کسی هست از بعضی ها پرهیز می کند از بعضی نه

عبودیت در جوار حق است و جنت است

در مقابلش آنچه با عبودیت منافات دارد هیچکدام به جوار حق راه پیدا نمیکند وآن در باب جهنم است.



/ 0 نظر / 17 بازدید